عید سعید فطر مبارک
الله اکبر، الله اکبر لا اله الا الله و الله اکبر، الله اکبر و لله الحمد
الحمدلله علی ما هدانا و له شکر علی ما اولانا

اذا جاء نصر الله و الفتح
صدای الله اکبر به وضوح به گوش می رسید. کل وجودم را ترس فرا گرفته بود. خانه ام کنار حیاط کعبه بود و من کلید دار کعبه بودم. فکر می کردم تا دقایقی دیگر به سراغم آمده و مرا خواهند کشت. مادرم که مشغول نخ ریسی بود هنوز کامل متوجه نبود و مرا دلداری می داد. من یک کافر بودم و جرات نداشتم بیون بروم چون مسلمانان تازه شهر مکه را فتح کرده بودند.
انا فتحنا لک فتحا مبینا
هم اکنون به همراه پیامبرشان محمد(ص) وارد حیاط کعبه شده بودند. شعار الله اکبر، لااله الا الله محمدا رسول الله سر می دادند. ولی من از شعار ها بدم می آمد بت های ما خوب بودند. بیچاره ها به دست اینان اسیر شده بودند وای هبل کمک کن ما پیروز شویم و این ها از این جا بروند. مادرم متوجه حرف هایم شد گفت: نترس محمد(ص) را می شناسم او به تو کاری ندارد.
ولو كنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولك
دیگر هر لحظه منتظر بودم به سراغم بیایند و مرا بکشند چون من هنوز کافر بودم و مسلمان نشده بودم و متاسفانه کلید کعبه هم دستم بود و آن جا پر بود از خدا های ما. فکر فرار به سرم زد ولی غیر ممکن بود چون کوچه ها پر بود از آدم. بدنم به شدت می لرزید. رفتم کنار پنجره دیدم یک نفر دارد به سمت خانه ام می آید او سیف بود که زمانی برده ام بود. حتما می آید ما را بکشد بی اختیار داد زدم مادر! مادرم با ترس بلند شد و شمشیر را برداشت و پشت در رفت من هم گوشه از خانه پنهان شدم! سیف درب را می زد مادرم در را باز کرد و گفت چه می خواهی؟ سیف سلام کرد و گفت:با عثمان بن طلحه کار دارم. مادرم گفت: نیست برو سیف گفت: پیامبرمان حضرت محمد(ص) دستور داده که کلید خانه کعبه را بدهد چون می خواهد قفل آن را باز کند. مادرم گفت: نمی دهد برو! سیف گفت: ولی ما با عثمان کاری نداریم پیامبرمان دستور داده با کافران مکه کاری نداشته باشید و به آن ها هیچ آزاری نرسانید. نا این را شنیدم فوری کلید را برداشته و به سیف دادم و گفتم: زود آن را برگردان! خیلی زود!
ان الله يامركم ان تودوا الامانات الي اهلها
از پنجره دیدم که محمد(ص) همراه علی(ع) به داخل کعبه رفته و یک یک بت ها را شکستند و بیرون ریختند. سرم گیج می رفت. ناگهان درب خانه ام دوباره زده شد. رفتم درب را باز کردم سه تا از مسلمان ها بودند که گفتند: محمد(ص) با تو کار دارد، زود بیا! فوری لباس هایم را پوشیدم و همراه ایشان به کنار کعبه رفتم درحالی که سرم پایین بود و منتظر مرگ بودم که محمد(ص) با مهربانی گفت: بیا عثمان! از این به بعد هم این کلید در دست تو باشد. تعجب کردم. پیامبر درخواست عمویش عباس(ع) را برای کلیدداری کعبه رد کرده بود! و گفته بود تا به حال عثمان کلیددار کعبه بوده از این به بعد هم او باید کلیددار خانه خدا باشد. نگاه محمد(ص) این مرد بزرگ به من احساس آرامش می داد علی(ع) می خندید و بت های بیچاره تکه تکه روی زمین افتاده بودند که مسلمان ها دوباره تکبیر گفتند محمد(ص) آن ها را ساکت کرد و گفت: جبرئیل آیه تازه ای آورد: خداوند به شما فرمان می دهد امانت ها را به صاحبان آن برگردانید. بلال در گوشم گفت: خداوند بزرگ این آیه را درباره تو فرستاده است. با خودم می گفتم خدای محمد(ص) چقدر مهربان است.
انا عرضنا الامانه علي السماوات والارض والجبال فابين ان يحملنها واشفقن منها وحملها الانسان انه كان ظلوما جهولا
انسان سنگین ترین امانت را از پروردگار قبول کرد و همچین امانتی را هیج موجودی نپذیرفت و ما باید این امانت الهی که شامل پذیرفتن ولایت الهی در سایه آزادی و اختیار است را به خدا باز گردانیم تا خائن نباشیم.
درختکاری و باغبانی!
امام صادق(ع) روایت فرمود از پیغمبر خدا(ص) که فرمودند: هر كس بگويد سبحان الله خدا برايش درختى در بهشت مى نشاند، و هر كس بگويد الحمد لله خدا برايش درختى در بهشت مى نشاند و هر كس بگويد لا اله الا الله خدا درختى برايش در بهشت مى نشاند و هر كس بگويد الله اكبر خدا در بهشت درختى برايش مى نشاند.
مردى از قريش عرض كرد: يا رسول الله ، درختان ما در بهشت فراوان است . حضرت فرمودند: آرى ، وليكن بپرهيزيد از اين كه آتشى بر آن بفرستيد و آن را بسوزانيد، زيرا خدا فرموده است : اى كسانى كه ايمان آورده ايد، خدا و رسول را فرمان بريد و اعمال خود را به سبب نافرمانى تباه نسازيد.
سخن آخر
این مهمانی بزرگ این ماه مبارک دارد تمام می شود و ما ان شاء الله بهره های فراوانی از این ماه بردیم ماهی که حتی برای نفس کشیدن هم ثواب در نظر گرفته شده است. پس یقینا ما با کوله ای سنگین این ماه را پشت سر می گذاریم ولی مهم این است که این کوله را تا روز قیامت حفظ کنیم و تباهش نکنیم، گم نکنیم. همیشه خراب کردن و از بین بردن و از دست دادن آسان تر است از به دست آوردن و ساختن پس مراقب باشیم. مراقب باشیم هوای نفس و وسوسه های شیطان در ما اثر نکند و همیشه با تقوا باشیم یک ماه روزه گرفتیم به خاطر همین لعلکم تتقون به امید این که تقوا پیشه کنیم تقوا چیزی نیست جز پرهیزکاری و انتخاب راه صحیح در دو راهی های سعادت و شقاوت. بیاییم این کوله را نه تنها حفظ کنیم بلکه بر آن بیفزاییم تا درجات بالاتری نزد خدا داشته باشیم. به کم راضی نشیم همیشه بهترین ها و بهترین بهترین ها را از خدا بخواهیم و برای این بی نهایت سعی و تلاش کنیم. خدا ما را در رسیدن به بی نهایت محدود نکرده است. وقتی شهید این ماه امیرالمومنین حضرت علی(ع) شهید شد بشریت یک مصداق عینی از عروه الوثقی را از دست داد ولی ما از مصداق دیگر این عروه الوثقی بی بهره نیستیم. امام زمان(عج) امروز آنی است که ما باید به آن تمسک به جوییم تمسک تنها به حرف نیست به عمل است به عمل با نیت پاک است. بیاییم امام خوبی ها، امام مهربانی، امام عدالت و پاکی را دریابیم و یاری کننده ایشان باشیم. زمینه ساز ظهور ایشان باشیم تا از این ظلمت دنیای ضلالت به نور دنیا و آخرت هدایت شویم.
اللهم عجل لولیک الفرج